bookmark

معنی تاپال

تاپال [ tāpān ]

بباى فارسى،تنۀ درخت،و بعضى گفته‌اند لغتى است در تپال،بمعنى هر چيز لك،و ضخم و ناتراشيده،و ظاهرا تنۀ درخت ازين مأخوذست.
(
فرهنگ رشیدی
, ص395)
sourceLink

با باى فارسى بر وزن پامال، سرگين گاو را گويند و تنه درخت را نيز گفته‌اند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص224)
sourceLink

- [بباى فارسى بوزن پامال] تنۀ درخت. كذا فى الادات الفضلا و رخت و اسباب كه بسيار بر بالاى هم ريزند نيز تاپال گويند .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص314)
sourceLink

بر وزن پامال سركين كاو را كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص248)
sourceLink

(اسم) سرگين گاو.
(
لغت نامه دهخدا
, ص670)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] تنۀ درخت. و سرگين گاو. و دراز قد. و بال و جناح.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص770)
sourceLink

تنۀ درخت.
(
فرهنگ قواس
, ص47)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.